محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
4561
تاريخ الطبرى ( فارسي )
اردوگاهشان جاى گرفت و هر چه را آنجا به تصرف آورد و زياد و ياران وى را تعقيب نكرد . بيشتر كسانى كه به تعقيب آنها رفته بودند پيشتازانى از سواران ابو داود بودند كه تا شهر بلخ رفتند . و از آن گذشتند . آنگاه زياد و يحيى و همراهانشان سوى ترمذ رفتند . ابو داود آن روز و روز بعد را بماند و وارد شهر بلخ نشد و اموال كسانى را كه در سرجنان كشته بودند يا فرارى شده بودند از عرب و غير عرب مصادره كرد و بلخ بر او استقرار يافت . گويد : آنگاه ابو مسلم به ابو داود نوشت كه بنزد وى رود و نضر بن صبيح امرى را سوى بلخ فرستاد . ابو داود برفت . راى ابو داود و ابو مسلم متفق شد كه ميان على و عثمان پسران كرمانى جدايى افكنند ، ابو مسلم ، عثمان را به عاملى بلخ فرستاد . وقتى آنجا رسيد فرافضة بن ظهير عبسى را بر شهر بلخ گماشت . مضريان كه سالارشان مسلم ابن عبد الرحمان باهلى بود از ترمذ بيامدند و در دهكده اى ما بين بروقان و دستگرد با ياران عثمان بن جديع مقابل شدند و نبردى سخت كردند كه ياران عثمان بن جديع هزيمت شدند و مضريان و مسلم بن عبد الرحمان باهلى بر شهر بلخ تسلط يافتند و فرافضه را از آنجا برون كردند . عثمان بن جديع و نضر بن صبيح كه در مروروذ بودند از قضيه خبر يافتند و سوى آنها آمدند . ياران زياد بن عبد الرحمان خبر يافتند و شبانگاه فرارى شدند . نضر در تعقيب آنها سستى كرد به اميد آنكه سر خويش گيرند اما ياران عثمان بن جديع به آنها رسيدند و نبردى سخت كردند ياران عثمان بن جديع هزيمت شدند و بسيار كس از آنها كشته شدند . آنگاه مضريان سوى ياران خويش رفتند و ابو داود از مرو سوى بلخ بازگشت و ابو مسلم كه على بن جديع نيز همراه وى بود سوى نيشابور رفت . گويد : راى ابو مسلم و ابو داود متفق شده بود كه ابو مسلم على را بكشد و ابو داود نيز عثمان را بكشد ، هر دو به يك روز . گويد : وقتى ابو داود به بلخ رسيد عثمان را با همراهانش از يمانيان و ربيعيان مرو و بلخ به ختلان فرستاد ، به عاملى آنجا . و چون عثمان از بلخ برون شد ابو داود از پى او برفت و بر كنار نهر بوجس از سرزمين ختلان به عثمان رسيد و به دو و يارانش تاخت